تبليغاتX
سیستم ظریف

سیستم ظریف

زمانی که درس می خواندم،درس می خواندم که درست نیست،مدرسه می رفتم منظورم است،

وقت زیادی از ساعات روز را چه در مدرسه و چه بعد از آن،صرف رفیق بازی و گشت و گذار با

دوستان می کردم.

بعد از آن که دیگر وقت آزادتری داشتم و تمام زندگی ام را در کنار دوستان تجربه کردم.هر وقت خانواده مسافرتی می رفت من نمی رفتم و با بچه ها در تهران با مشغول بودم،حتی با خانواده به مکه هم نرفتم.

خودمان هم که همیشه به مسافرت بودیم و ولگردی و هر روز هم همدیگر را می دیدیم تا آخر شب.

کار به آنجا رسیده که با این که خانواده ام در تهران زندگی می کنند،ولی به بهانه ی این که محل کارم از خانه ی مان دور است،خانه ی مجردی گرفتم و با دوستان اغلب دور هم هستیم(البته خونه هم می روم)

لازم به ذکر است که انصافاً از دوستانم جز خوبی و محبت چیزی ندیدم ولی شدیداً در مورد ادامه ی زندگی و وقتی که ازدواج کنم نگرانم که آیا می توانم از میزان روابطم بکاهم یا نه؟

چون جواب سوال نه است راه هایی به ذهنم رسیده:

۱.یه ۴-۵ تا خواهر پیدا کنیم و همه ی دوستان با هم متاهل شویم.

۲.من ازدواج کنم و دوستانم را به فرزندخوندگی قبول کنم.

۳*.ازدواج کنم و بر و بچ همیشه خونه ی ما باشند و خانم برایمان چایی و تخمه و میوه و .... بیاورند و سریعاً به آشپزخانه برگردند.

۴.ازدواج نکنم،که نمیشود.

البته راه دیگری نیز هست که همه رو فراموش کنی و بچسبی به زندگی مثل محمد رضا یزدان پناه

که تو مرام ما نیست.

خلاصه از دوستان عزیز استمداد می کنم که چه باید کرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 19:40  توسط متولد آذر  | 

وزير اطلاعات در همايش مديران و مسئولان غرب تهران از اجرای طرح های متعدد برای براندازی نظام جمهوری اسلامی خبر داد. چند بند از صحبت هايي که ايشان ابراز داشته اند:

 1-" دشمنان با ناکارآمد نشان دادن دولت نهم ومجلس هفتم،سعي آن دارند تا زمينه را برای ورود برخی عناصر خود به مجلس فراهم کنند."

2-"آمريکا و انگليس با استفاده از رسانه های تحت حمايت خود و برخی عناصر وابسته ی داخلی سعی در القای ناکارآمدی دولت ومجلس را دارند"

 3-"ديک چنی به همراه گروهی از اپوزيسيون داخل و خارج کشور در حال اجرای طرح ايجاد اختلاف و شکاف ميان نيروهای انقلاب و وفادار به نظام است که با استفاده از برخی افراد ساده لوح و نا آگاه صورت مي گيرد.

در صورتی که اين عوامل دست از اقدامات خود برندارند،وزارت اطلاعات بر اساس وظيفه و مصوبات شورای عالی امنيت ملی با آنان برخورد خواهد کرد. "

 شکی نيست که القای ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی و ارکانش و همچنين تفرقه و جدايي بين سرانش اموری است که منجر به نتيجه ی تاسف برانگيزی مي شود،و نيازی به افشاگری و استفاده از سرويسهای امنيتی برای پی بردن به آن نيست,

اما متاسفانه اين امور مذموم را در حال حاضر کسانی انجام مي دهند که تاثيرشان از ديک چنی و ياران ساده لوحش در ايران بيشتر است. به بندهاي 1 و 2 و 3 مجدداً نگاهي بياندازيد.

1----->>مگر نه اين است که القای ناکارآمدی مجالس و دول اسبق توسط مجلسي ها و دولتيان فعلی به همراه صرا وسیما به ناجوانمردانه ترين شکلش صورت گرفت؟

2----->>نيازی نيست آمريکا و انگليس با رسانه هايشان ناکارآمدی نظام را ثابت کنند،رئيس جمهور محترم علناً و به کرات اين کار را در رسانه ی جمهوری اسلامی با نقد تند دول گذشته و ابراز اينکه حتی يک نفر هم راضی نيست انجام داده اند و چوب حراج را به دستاوردهای نظام زده اند.

 3----->>و اما ايجاد اختلاف و تفرقه بين مسئولين و وفاداران نظام؛ بی حرمتی و توهين به سران کشور که نقش های کليدی در سابق را داشتند و به نحوی دفاع از ايشان دفاع از دستاوردهای انقلاب و تخريب ايشان تخريب گذشته ی انقلاب است،آيا جز پيگيری همان سياست آمريکاست؟؟

کار از جدايي گذشته است ،کم مانده مباح بودن خون بعضی از مسئولين گذشته را نيز اعلام کنند، کسانی که در بینشان هاشمی است،تنها کاندیدای ریاست جمهوری که از انقلاب ،عملکرد و دستآورد هايش دفاع کرد.

 سه طرح فوق الذکر توسط وزير اطلاعات، همواره مخصوصاً در آستانه ی انتخابات ها،هنگام توجيه عملکرد ضعيف، از صدا و سيما و با تمام توان توسط خودمان با حوزه ی تاثير بيشتر انجام مي گيرد نه ديک چنی. اما نمي دانند که تخريب گذشتگان تخريب دستاوردهای انقلاب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 16:28  توسط متولد آذر  | 

 

    "آزموده را آزمودن خطاست"

 

 

پی نوشت:بعضی آدم ها یا بعضی خصلت ها و مرام هاشون تغییر ناپذیرند

               و فکر اصلاح شدنشان دور از جان شما، احمقانه است.

پی نوشت۲:شرق نیز غروب کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 13:55  توسط متولد آذر  | 

 

پارسال همين روزها بود،شب قبل از آن روز همه ی رفقا دور هم بودند و مشغول بگو و بخند.صبح آن روز که در راه شمال بوديم هم کسی فکر نمی کرد که حسين بعد از غروب آفتاب در بين دوستان و خانواده و در اين دنيا نباشد.

 

يادم است که بعد از پنجاه روز وقتی می خواستيم سر خاکش برويم به او زنگ زدم که او هم بيايد اما ..... .

خيلی روزها بود که منتظر آمدنش بوديم،اما بالاخره فهميديم که جدی جدی حسين ديگر در اين دنيا نيست.

 

حدود دو هفته پيش به عروسي يکی از آشنايان رفتم،برادر داماد خيلی شاد و بانشاط از مهمان ها پذيرايي مي کرد

آخر قرار بود اين هفته نيز براي او نامزدي و در نيمه ی شعبان مراسم عقد بر پا کنند.

شب عيد بود که در همان جا،همان افراد مبهوت از فقدان او مقدمات دفن او را فراهم مي کردند،

هر چند او به مادر بيوه اش قول داده بود که او را تنها نگذارد.

همه ناراحت او و ناکام از دنيا رفتن و جوان بودن او، مادر و تنها برادر و همچنين نامزدش بودند که در اثر شنيدن اين خبر در بيمارستان بود،اما با توجه به اعتقادی که دارم دلم برای او نمی سوخت و فقط برای مادر و نامزد و دوستانش از خدا درخواست صبر کردم.

اما از آن شب فکرم شديداً متوجه اين است که اين دو نفر و اطرافيانشان اصلاً فکر نمی کردند که در سن 23 و 27 سالگی اين اتفاق مي افتد ولی افتاد.

شايد متهم شوم به راه انداختن کلاس اخلاق و ........... ولی واقعاً برايم سوال است که انسان ها چه فکری می کنند که تمام عمر خود راصرف اموري مي کنند که حد اقل فايده ی اخروی بر آن مترتب نيست بماند اعمال......... .

 مي گويند اگر اين فراموشکاري انسان نباشد نمي توان زندگی کرد ولی به نظرم ديگر خيــــلی زندگی مي کنيم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:15  توسط متولد آذر  |