در زمان انتخابات ریاست جمهوری اخیر،مشکلات کشور از دید هر کدام از کاندیداها بعضاْ همراه با راه حل بیان می شد.مشکلات زیاد بود،بیکاری و اقتصاد و مسکن و امنیت و سیاست خارجی و دموکراسی بازی و ..............
اما در شعارهای آقای احمدی نژاد،مطالبی جدید با درجه اهمیت بسیار بالا و به عنوان ام المشکلات بیان شد که البته باتمام بزرگ بودن مشکلات،همواره با راه حل اساسی و علمی و کار شده و اغنا کننده ی
شدنی است،ما می توانیم این مسائل قابل حل عنوان می شد.
صحبت از از مافیای قدرت و ثروت و از همه مهمتر مافیای نفت و گردن کلفت هایی شد که بیت المال را حساب شخصی خود می دانند و خون مردم را در شیشه کرده اند.کاری نداریم که طوری صحبت می شد که یاد مطالبی که در کتابها ی درسی مان در مورد شاه و خانواده اش خوانده بودیم افتادم،انگار نه انگار که دیروز هم حکومت جمهوری اسلامی بوده و رهبر انقلاب نیز بر آن نظارت داشته اند.
همه مان شنیدیم که ایشان مشکلات را بیان،مقصر ها را مشخص و راه حل را هم معرفی کردند.
مشکلات که پا برجا هستند و هنوز هم بیان می شوند البته چون هنوز توانایی رای جمع کردن را دارند،
مقصر ها -از روسای جمهور گذشته گرفته تا بخشدار ها و ....- هم که خانه نشین شدند و در سال اتحاد ملی جرات انتقاد هم ندارند تا آنجا که آیت الله هاشمی شاهرودی هم به خاطر انتقاد مغضوب شده اند و یواش یواش به سمت تکفیر شدن پیش می روند،راه حل هم که آماده است پس مشکل چیست؟
آیا باز هم می خواهند بگویند مافیا یا مجلس مخالف،یا ۴ تا اصلاح طلب که به جان هم افتاده اند و روزنامه های بسته شده نمی گذارند کار کنیم؟
این ها که هنگام دادن آن شعار هم شناسایی شده بودند.
یا این که هاشمی رفسنجانی نمی گذارد؟واقعاْ اگر هاشمی می تواند جلوی دولت کریمه و مورد عنایت امام زمان،بانفت ۸۰ دلاری و حمایت های بی مثال رهبری و مجلسی همراه را بگیرد،پس مسلماْ انسان توانایی است و برای سکانداری کشور شایسته تر بوده است.
در آخر،دولت گفته بود می شود و می تواند،غیر قابل قبول ترین حرف این است که
بگویند نمی گذارند کار کنیم،آن وقت است که باید گفت مگه باید بذارن تا کار کنید؟
قرار بود دولت فاعل باشد نه مفعول.
پی نوشت:عیدتون مبارک،ما رفتیم مسافرت.
پی نوشت۲: علی حکمت طی آخرین اعلام نظر،اعلام کرد:
وبلاگ من را حک کردند
