تبليغاتX
سیستم ظریف

سیستم ظریف

زمان هایی در زندگی انسان پیش می آید که به دلایل مختلف،به عنوان مثال فشار کاری و یاروحی ناشی از پیش آمدن مشکل و خدایی ناکرده مصیبتی،تحمل شرایط پیش آمده برایش دشوار می شود.راه های مختلفی برای جدا شدن از آن حال و هوا و یا حد اقل تعدیل شرایط وجود دارد که هر کدام به اندازه ی خود و بسته به روحیات، اعتقادات،خلقیات و ... هر فرد، موثر است.

 

ولی برای خود من یکی از موثرترین آن راه ها،گوش دادن موسیقی هایی است که با شنیدن آنها شرایط برایم عوض می شود،شادتر،امیدوارتر،آرام تر و البته بعضی وقتها کاملاْ غمگین می شوم.

داستانی را برایتان نقل می کنم که شاید شنیده باشید:

فارابی فیلسوف بزرگ اسلام که یکی از موسیقی دانان به نام در جهان نیز می باشد،و ابداع ساز قانون را نیز به او نسبت می دهند، کتابی دارد به نام موسیقی کبیر،که یکی از مراجع علم موسیقی است.

در جلسه ای که تعداد زیادی از مردم حاضر بودند،فارابی چند تکه چوبی که با خود داشت را به هم متصل،و آهنگی نواخت که تمام حضار مشعوف شدند.

آن ساز را باز کرد و به نحو دیگری متصل،و سپس نواخت.حاضرین گریستند.

مجدداْ ساز را به حالت دیگری درآورد و باز هم نواخت و در حالی که تمام مردم خواب بودند،جلسه را ترک کرد.

فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد.

 

افلاطون نیز  موسیقی  را برای  نشو و نمای انسان لازم می شمارد و معتقد است که این هنر بر دقت، هوش ، مشاهده و استنباط  و عواطف روحی  بشرمی افزاید و می گوید:

 سخت ترین جسم  و نفوذ ناپذیر ترین  روح را  به من بسپارید  تا به نیروی  موسیقی  زنگ کدورت را  از روان وی زدوده و مردی هوشیار و  سلحشور به شما تحویل دهم . "

 روح انسان از راه موسیقی، تناسب و هماهنگی را یاد می گیرد (حتی استعداد پذیرایی عدالت) زیرا نظم به سهولت به اعماق روح راه پیدا می کند ودر حرکت وجنبش خود لطف وظرافت را همراه آورده و نفوس لطیف را ایجاد می کند.
موسیقی خلق را نرم و در نتیجه در سیاست اجتماع موثر است، یعنی از راه موسیقی می توان حتی نظام حکومتی را تغییرداد.

ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد.

البته بحث تاثیرات موسیقی بر انسان بسیار مفصل است.نظرات ابن سینا در مورد موسیقی و طب،حیرت آور و حتی اغراق آمیز به نظر می رسد که به علت طولانی شدن نمی نویسم،البته اگر علاقه داشتید در پست بعدی کامل در این باره می نویسم.

در آخر نیز جریانی را نقل می کنم،که به نظرم جالب است.

برادر علامه طباطبایی،مرحوم سید حسن طباطبایی که در تبریز زندگی می کردند نیز از علمای علم موسیقی بوده اند.ایشان کتاب مفصلی در باره ی موسیقی و فنون و رازهایش تالیف کرده بودند، 

که در روزهای پایانی عمرشان دستور دادند آن کتاب را قبل از فوتشان بسوزانند.

از ایشان علت این کار را پرسیدند،ایشان فرموده بودند:می ترسم کتاب به دست کسی بیفتد که از این علم و فنون در راه شیطانی استفاده کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 21:8  توسط متولد آذر  | 

احتمالاْ از آپ کردن های داغون و دیر به دیر و سر نزدن به وبلاگ دوستان مشخصه که چند وقتی است که

به دلایلی هم فرصت و هم حوصله ی وبلاگ بازی را نداشتم.

با توجه به اینکه تا چند روز دیگه هم برای عمل جراحی باید به بیمارستان بروم و تا چند هفته ی بعدش هم دوران نقاهت را باید طی کنم(به شرط حیات)،تو این فکر بودم که بساط وبلاگم را جمع کنم.

هفته ی قبل که با چندتا از دوستام به مشهد رفته بودم،وقتی داشتم برای آشنایان دعا می کردم،برام جالب بود که دوستای وبلاگیم که اکثرشان را هم ندیدم،به یادم افتادن و با توجه به مطالب وبلاگشون که بعضاْ مرتبط با زندگی و خواسته هاشونه،اونا رو هم دعا کردم.

برای خودم جالب بود،شاید کسی هم در همچین موقعیت یا مورد مشابهی به یاد من بیفته.

احتمالاْ تا چند وقتی نتونم آپ کنم و بهتون سر بزنم

ته نوشت:عمل جراحیم چند هفته ای عقب افتاد،خوشحال باشید که چند روزی بیشتر از برکاتم استفاده می کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 20:33  توسط متولد آذر  | 

 

تا به حال برایتان اتفاق افتاده که مشغول فیلم دیدن باشید و با سوال بچه ی شش هفت ساله ای مواجه شوید که این آقاهه خوبه یا بد؟ و ندانید که چه جوابی به او بدهید؟

هرچه قدر هم که ریز شویم باز هم نمی توانیم بگوییم فلانی مطلقاْ خوب،راستگو،قابل اعتماد،وفادار،مذهبی،قدر شناس و یا نقطه ی مقابل این مفاهیم است.

حتی نمی توانیم در مورد خوب یا بد بودن بعضی مفاهیم به نتیجه ی مطلقی برسیم،چرا که بعضی چیز ها در زمان ها و دوره های مختلف،مقبول،و در شرایطی مذموم بوده اند.

بعضی می گویند،اگر تعریف ها دقیقاْ بیان شوند،می توان نتیجه ی قطعی گرفت،اما باید قید زمان هم مطرح شود،که شاید شخصی در زمان ها ی مختلف برخورد های مختلفی بکند که باز هم نمی توان گفت فلانی چگونه است.

بررسی بحث نسبیت کار سختی نیست،چرا که همه ی ما عملاْ با آن مواجهیم و در برخی موارد نسبی برخورد می کنیم و یا در جاهایی که بنا بر احساسات یا ... احکام مطلق در ذهنمان مثلاْ در مورد اطرافیانمان صادر می کنیم،و در پی آن با تمام وجود و با با توجه به اطمینانمان عمل می کنیم، آنجاست که احتمال دارد که نتیجه و یا برخورد هایی مخالف با انتظار و غیر همسو با حکم مطلق مان ببینیم وآنجاست که .........................

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 17:25  توسط متولد آذر  | 

 

 

پی نوشت:نه به علت گیر کردن تو یه سری مسائل فلسفی که شده کلاس،فقط به خاطر اینکه شدیداْ

سرم شلوغه،احتمالاْ چند روزی آپ نکنم و ..... .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 15:32  توسط متولد آذر  |